محمدصادق نجمى
122
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
سه اشكال در اين حديث : اگر اين حديث صحيح باشد ، به نظر ما با سه اشكال عقلي مواجه مىشود واين اشكالات جعلى بودن آن را به اثبات مىرساند : 1 . در آن هنگامهء جنگ وشدّت حملهء دشمن ، كه جز برانداختن اسلام وريشهكن ساختن درخت نوپاى توحيد هدفى نداشت وبا وجود آنهمه شهيد ومجروح وبا به خطر افتادن جان رسولاللَّه صلى الله عليه وآله ، متصوّر نيست كه پيامبر اسلام به يكى از يارانش دستور دهد سلاح را كنار بگذارد وساكت وآرام تماشاگر صحنهء جنگ شود وهيچ واكنشى از خود نشان ندهد ، در صورتي كه هر يك از صحابهء ديگر را به نحوى تشجيع وبر حمله ودفاع ترغيب مىنمود . 2 . در چنان وضعيتى كنار گذاشتن سلاح ودور ساختن وسيلهء دفاع ، ناقض غرض وعامل تضعيف شخص وتشديد خطر وموجب تجرّى دشمن ومنافى با حفظ جان وى خواهد شد . 3 . به فرض كه أبو بكر طبق دستور پيامبرخدا صلى الله عليه وآله از هر حركتي امتناع ورزيد وبه حكم « شمّ سيفك » قتل وقتالي از وى سر نزد ، ولى اگر أو در صحنهء جنگ حضور داشت ، دشمن خونخوار از چه كسى دستور گرفته بود كه « شيموا سُيُوفَكُم » ؛ « چون به أبو بكر رسيديد شمشيرها را غلاف كنيد وبر وى آسيبى نرسانيد ؟ ! »